230آيا اين موضعگيرى وهابيان، شبيه مواضع كمونيستها نيست كه با اشغال هر كشور اسلامى مىگفتند، وجود علماى اسلامى و حتى آدمهاى بزرگسالى كه از اسلام چيزى مىدانند، مانع از پيشرفت و تسلط كمونيسم است و همه آنان بايد كشته شوند و همين كار را هم در كشورهايى مثل تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان و اخيراً در افغانستان انجام دادند؟
بهراستى بين وهابيان و كمونيستها چه شباهتى وجود دارد كه هر دو اسلام و عالمان دينى را مانع پيشرفت همكيشان خود مىدانند و هردو به يك نوع، با اسلام و مسلمانان، دشمنى خود را در حوزه نظر و عمل به اثبات رساندهاند؟
تنها تفاوتى كه بين اين دو مكتب، وجود دارد اين است كه كمونيسم با چماق بىدينى بر فرق اسلام و مسلمين مىكوبيد، اما وهابيت با چماق ديندارى بر فرق و قلب اسلام و مسلمانان مىكوبند. هرچند به فرموده رهبر انقلاب اسلامى ايران، امام خمينى(قدس سره) كمونيسم را ديگر بايد در موزههاى تاريخ جستوجو نمود، ولى ضربات مهلك وهابيت، هنوز بر پيكر اسلام و مسلمين ادامه دارد.
چرا وهابىها از علماى دين و محيط و فضاهايى كه با فرهنگ اسلامى و معارف قرآنى روشن شدهاند، مىترسند و پيوسته براى رسيدن به اهدافشان از مردم جاهل استفاده مىكنند؟ اين در حالى است كه دين اسلام، بر علم و آگاهى و معرفت مبتنى است و از منطق استوار و برهانى قاطع برخوردار مىباشد و هيچ دين و آيينى در حوزه استدلال و عقلانيت، در برابر آن، توان مقاومت ندارد.