228 دشنام و اهانتهاى ناروا تكفير مىكنند.
1. توهين به فقها و علماى دين
انديشه و مذهب وهابيت، بر مخالفت با تمام علما و فقهاى اسلامى بنا شده است. آنان در اين راستا، از هيچگونه توهين و اهانت نسبت به علماى دين فروگذار نكردهاند.
ابن تيميه، هر فقيهى را كه مخالف با ديدگاه او، نظر و فتوايى مىداد، به الاغ خودش تشبيه مىكرد. او عارف بزرگ، ابنعربى، «صاحب فتوحات مكيه»، و امام محمد غزالى، صاحب كتاب ارزشمند «احياء علوم الدين» و امام فخررازى، صاحب تفسير «مفاتيح الغيب» را بسيار دشنام مىداد و آنان را جوجههاى هنود (هندوها) و يونان مىخواند. خصومت و دشمنى او با علماى بزرگ اسلامى به اندازهاى شديد بود كه هرگاه از علامه حلى (ابن المطهر) نام مىبرد، او را «ابن المنجس» مىخواند. 1وهابيان به پيروى از ابنتيميه، ابوحنيفه، نعمان بن ثابت فقيه نامدار اهلسنت را كه در ميان مسلمانان اهل سنت، داراى بيشترين پيرو و مقلد مىباشد، از ائمه ضلال شمردهاند. 2آيا اين برخورد غير معقول و غير انسانى وهابيان با علماى دين از انحراف اعتقادى و بدعت عملى آنان حكايت نمىكند؟ با چه معيار عقلى و با كدام ملاك شرعى، وهابىهايى كه خودشان، دوازده قرن از اسلام فاصله دارند، ساير مذاهب اسلامى، اعم از فقهى و كلامى را كه در قرن