189 تصديق كنند، بلكه ما آن را به صورت تدريجى نازل كردهايم و خود نگهدار آن هستيم و به عنايت كامل خود، آن را با صفت «ذكر» بودنش حفظ مىكنيم.
پس قرآن كريم، ذكرى است زنده و جاودانى و محفوظ از زوال و فراموشى و از هر نوع زيادت و اضافه شدن كه ذكر بودنش را باطل كند و نيز از نقصى كه اين اثرش را از دست بدهد محفوظ است و همچنين از جابهجا شدن آياتش، بهطورى كه ديگر ذكر و مبيّن حقايق معارفش نباشد، مصون است.
پس آيه شريفه، بر مصونيت قرآن از تحريف نيز دلالت مىكند، چه تحريف به معناى دستبرد در آن براى زياد كردن و چه براى كم كردن و چه جهت جابهجا نمودن، چون ذكر خداست؛ و همانطور كه خود خداى تعالى هميشگى است، ذكرش نيز چنين است.
از آنچه بيان شد، اين معنا روشن گرديد كه الف و لام«الذكر»، الف و لام عهد ذكرى است؛ يعنى همان ذكرى كه قبلاً اسمش برده شد، تا گفته نشود كه تورات و انجيل هم ذكر خداست، پس آنها هم از تحريف بايد محفوظ باشند. از سوى ديگر، مراد از وصف اَلْحٰافِظُونَ حفظ در آينده است، چون اسم فاعل، ظهور در آينده دارد. 1