180از سوى ديگر، با وجود آيه شريفهاى كه مىفرمايد:
وَ لاٰ يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (زخرف: 86)
و معبودهايى كه به جاى خدا عبادت مىكنند، مالك شفاعت ايشان نيستند، تنها كسانى مىتوانند شفاعت كنند كه به دين حق شهادت داده، به كردههاى خلق، عالِم بوده باشند.
وهابىها چگونه قائلين شفاعت را به كفر و شرك محكوم كردهاند؟
اين آيه در ابتدا از تمام الهههاى مشركان و كفار، مالكيت شفاعت را نفى مىكند و سپس با استثنا، مالكيت شفاعت را براى كسانى ثابت مىداند كه از يك طرف، معترف به توحيد باشند و از طرف ديگر بر حقيقت حال و اعمال كسى علم داشته باشند كه در نزد خدا از او شفاعت مىكنند. پس به جز از اهل توحيد، از كسى ديگر نمىتوانند شفاعت كنند، در نتيجه شفاعت در پيش خداوند متعال، امرى مسلم است 1؛ ولى هم شفيع و هم كسى كه از او شفاعت مىشود، هر دو بايد اهل توحيد باشند.
به اعتقاد وهابيت، عقيده به شفاعت، موجب كفر و شرك است، در حالى كه طبرى مفسر قرآن كريم مىگويد:
روزى كه اين آيه و آيات ديگر نازل شدند، در ميان مردم كسانى بودند كه غير از خدا، خدايانى ديگر را مىپرستيدند. برخى از آنان، ملائكه را و برخى هم چيزهاى ديگرى