176 براى آنان از خداوند طلب مغفرت كنند؛ و آن حضرت نيز كه پيامبر خدا بود، به آنان قول مساعد مىدهد و نمىگويد كه اين توسل شما غيرمشروع است و موجب شرك مىشود.
قرآن اين مطلب را چنين بيان مىكند:
قٰالُوا يٰا أَبٰانَا اسْتَغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا إِنّٰا كُنّٰا خٰاطِئِينَ* قٰالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (يوسف: 97 - 98)
گفتند: اى پدر! براى گناهان ما آمرزش بخواه، كه ما خطا كار بودهايم. گفت: براى شما از پروردگارم آمرزش خواهم خواست، كه او آمرزنده و رحيم است.
بنابراين، وهابىها در حالى بر حرمت توسل حكم مىكنند، كه قرآن كريم بر جواز و پسنديده بودن توسل به انبيا و اوليا دلالت دارد؛ مثلاً آيهاى كه در آن، بخشودن ظالمان و مخالفان را به رفتن آنان نزد رسولخدا و واسطه قرار دادن او پيش خدا متوقف مىگرداند، اين مطلب را به روشنى بيان كرده است. خداوند خطاب به رسول الله(ص) مىگويد:
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً (نساء: 64)
و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مىكردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىكردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد، خدا را توبه پذير و مهربان مىيافتند.
وهابىها با كدام دليل، توسل را موجب شرك و كفر مىدانند، در