77تعيين اسامى معصومين وروزهاى هفته
فصل پنجم
در تعيين اسامى نبى و ائمّه عليهم السلام به روزهاى هفته
و زيارت ايشان در هر روز
سيّد ابن طاووس در جمال الأسبوع گفته : ابن بابويه رحمه الله مسنداً از صقر بن ابى دلف روايت كرده كه : چون متوكّل حضرت امام علىّ النّقى عليه السلام را به سرّ من رأىٰ طلبيد روزى به خدمت آن حضرت رفتم خبرى از احوال آن جناب بگيرم، و آن حضرت را نزد زراقى حاجب متوكّل محبوس كرده بودند ، چون نزد او رفتم گفت : چه كار دارى ؟ گفتم : به ديدن شما آمدهام ، ساعتى با هم نشستيم و از هرگونه صحبتى با هم كرديم تا آنكه مردم را متفرّق كرد و مجلس خلوت شد باز پرسيد كه : براى چه آمدهاى ؟ من همان جواب اوّل را دادم گفت : گويا آمدهاى كه خبرى از مولاى خود بگيرى ، من ترسيدم گفتم : مولاى من خليفه است ، گفت : ساكت شو كه مولاى تو بر حقّ است و من نيز اعتقاد تو را دارم ، گفتم : الْحَمْدُ لِلّٰه ، پس گفت : آيا مىخواهى نزد او بروى ؟ گفتم :
بلى ، گفت : قدرى بنشين تا صاحب البريد از نزد او بيرون آيد ، من نشستم تا وقتى كه صاحب البريد بيرون شد ، آن وقت پسركى را مأمور كرد كه مرا به نزد آن حضرت ببرد، چون به خدمت آن جناب رسيدم ديدم بر روى حصيرى نشسته است و در برابرش قبرى كندهاند، پس سلام كردم، حضرت جواب داد ، فرمود : بنشين ، پس فرمود كه : براى چه آمدهاى ؟ گفتم : آمدهام كه از احوال شما خبرى گيرم ، پس چون نظرم بر قبر افتاد گريستم، حضرت فرمود كه : گريه مكن كه در اين وقت از ايشان آسيبى به من نمىرسد ، گفتم : الْحَمْدُ لِلّٰه ، پس گفتم : اى سيّد من حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه معنى آن را نمىفهمم ، فرمود : چيست آن حديث ؟ عرض كردم : لا تُعادُوا الْأَيّامَ فَتُعادِيكُمْ ، يعنى دشمنى نكنيد با روزها كه آنها با شما دشمنى خواهند كرد ، فرمود : مراد از ايّام و روزها ما هستيم مادامى كه به پا است آسمانها و زمين : شنبه اسم رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، و يكشنبه امير المؤمنين عليه السلام ، و دوشنبه حسن و حسين عليهما السلام ، و سهشنبه علىّ بن الحسين و محمّد بن علىّ و جعفر بن محمّد عليهم السلام ، و چهارشنبه موسى بن جعفر و علىّ بن موسىٰ و محمّد بن علىّ عليهم السلام و منم ، و پنجشنبه فرزندم حسن عليه السلام ، و جمعه فرزندِ فرزندم است، و به سوى او جمع مىشوند اهل حق ، اين است معنى ايّام ، پس دشمنى مكنيد با ايشان در دنيا كه دشمنى كنند با