470و صاحب قاموس گفته : ذو الأعواد لقب شخصى خيلى عزيز بوده كه بعضى گفتهاند: جدّ اكثم بن صيفى بوده ، طايفۀ مُضَرْ هر سال خراجى به او مىدادند، و چون پير شد او را بالاى سريرى مىنشانيدند و در ميان قبايل و مياه عرب براى جبايت خراج او را طواف مىدادند، و به حدّى عزيز و محترم بود كه هر ترسانى خود را به سرير او مىرسانيد ايمن مىگشت، و هر ذليل و خوارى كه به نزد سرير او مىآمد عزيز و ارجمند مىگرديد، و هر گرسنه كه به نزد او مىرسيد از گرسنگى مىرهيد ، انتهى 1 .
پس هرگاه سرير يك مرد عربى به اين مرتبه از عزّت و رفعت رسد ، چه عجب دارد كه حق تعالى قبر ولىّ خود را كه حامل سريرش جبرئيل و ميكائيل و امام حسن و امام حسين عليهم السلام بودهاند معقل خائفين و ملجأ هاربين و فريادرس بيچارگان و شفاء دردمندان قرار داده باشد ، پس در هر كجا باشى خود را به او برسان، و تا ممكن شود خود را به او بچسبان، و الحاح كن تا به فرياد تو برسد، و تو را از هلاكت دنيا و آخرت نجات دهد .
لُذْ إِلَىٰ جُودِهِ تَجِدْهُ زَعِيماًبِنَجاةِ الْعُصاةِ يَوْمَ لِقَاهَا
عائِدٌ لِلْمُؤَمِّلِينَ مُجِيبٌسامِعٌ مَا تُسِرُّ مِنْ نَجْوَاهَا
در دار السّلام از شيخ ديلمى نقل شده كه روايت كردند جماعتى از صلحاء نجف اشرف كه:
كسى در خواب ديد كه از هر قبرى كه در آن مشهد شريف و بيرون آن است ريسمانى كشيده شده متّصل به قبّۀ شريفۀ حضرت حبل اللّٰه المتين امير المؤمنين صلوات اللّٰه عليه ، پس آن شخص انشاد كرد :
إِذا مُتُّ فَادْفِنِّي إِلَىٰ جَنْبِ حَيْدَرٍأَبِي شَبَّرٍ أَكْرِمْ بِهِ وَشُبَيْرِ
فَلَسْتُ أَخافُ النَّارَ عِنْدَ جِوارِهِوَلا أَ تَّقِي مِنْ مُنْكَرٍ وَنَكِيرِ
فَعارٌ عَلَىٰ حامِيالْحِمىٰ وَهُوَ فِيالْحِمىٰإِذَا ضَلَّ فِي الْبَيْداءِ عِقالُ بَعِيرِ 2