426
فصل اوّل
در آداب زيارت استدر آداب زيارت
و آن بسيار است، و در اين جا به چند چيز اكتفا مىشود :
اوّل : غسل، پيش از بيرون رفتن براى سفر زيارت 1 .
دوّم : ترك كلام بيهوده و لغو و مخاصمه و مجادله در راه .
سيّم : غسل براى زيارت هر امامى 2، و آنكه بخواند دعاى واردۀ آن را، و بيايد آن در اوّل زيارت وارث ( ص 587) .
چهارم : طهارت از حَدَث كبرىٰ و صغرىٰ 3 .
پنجم : پوشيدن جامههاى پاك و پاكيزه و نو، و نيكو است سفيد بودن رنگ آن 4 .
ششم : در وقت رفتن به روضۀ مقدّسه گامها را كوتاه برداشتن، و به آرامى و وقار سَيْر نمودن، و خاضع و خاشع بودن، و سر به زير انداختن، و به بالا و اطراف خود التفات ننمودن 5 .
هفتم : خوشبو نمودن خود را در غير زيارت امام حسين عليه السلام 6.
هشتم : در وقت رفتن به حرم مطهّر زبان را به ذكر تكبير و تحميد و تسبيح و تهليل و تمجيد مشغول كردن، و به صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام دهان را معطّر نمودن 7 .
نهم : بر درِ حرم شريف ايستادن و اذن دخول طلبيدن، و سعى در تحصيل رقّت قلب و خضوع و شكستگى خاطر نمودن، به تصوّر و فكر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منوّر، واينكه مىبيند ايستادن او را، و مىشنود كلام او را، و جواب مىدهد سلام او را، چنانچه به همۀ اينها شهادت مىدهد در وقت خواندن اذن دخول، و تدبّر در محبّت و لطفى كه به شيعيان و زائران خود دارند، و تأمّل در خرابىهاى حال خود و خلافها كه به آن بزرگواران كرده، وفرمودههاى بىحد كه از ايشان نشنيده، وآزارها واذيّتها كه از او به ايشان يا به خاصّان و دوستان ايشان رسيده، كه برگشت آن به آزردن ايشان است، و اگر به راستى در خود نگرد قدمهايش از رفتن باز ايستد و قلبش هراسان و چشمش گريان شود، واين روح تمام آداب است 8 .