424اوّل : آنكه سزاوار است براى شخص هرگاه سوار مىشود بِسْمِ اللّٰه را ترك نكند 1 .
دوّم : آنكه نفقۀ خود را حفظ كند و در جاى محكم بگذارد، زيرا كه روايت شده كه: از فقه مسافر است حفظ كردن نفقۀ خود 2 .
سيّم : آنكه در سفر اعانت رفقا كند، و از خدمت و كار كردن در حوايج ايشان مضايقه نكند تا حق تعالى برطرف كند از او هفتاد و سه اندوه، و پناه دهد او را در دنيا از همّ و غم، و برطرف كند از او اندوه بزرگ روز قيامت را 3 .
و روايت است كه: حضرت امام زين العابدين عليه السلام سفر نمىكرد مگر با اشخاصى كه نشناسند آن حضرت، را براى آنكه در راه اعانت آنها نمايد، زيرا كه هرگاه مىشناختند آن جناب را نمىگذاشتند كه آن حضرت كارى بكند 4 .
و از اخلاق شريفۀ حضرت رسول صلى الله عليه و آله نقل شده كه: وقتى با اصحاب در سفر بود خواستند گوسفندى بكشند ، يكى گفت : كشتن گوسفند با من ، ديگرى گفت : كندن پوست او با من ، و ديگرى گفت : پختن او با من ، حضرت فرمود : جمع كردن هيزمش با من ، گفتند : يا رسول اللّٰه، اين كار را ما خواهيم كرد، شما زحمت نكشيد ، فرمود : مىدانم شما اين كار را خواهيد كرد، لكن من خوشم نمىآيد كه از شما امتيازى پيدا كنم، زيرا كه حق تعالى كراهت دارد كه ببيند بندۀ خود را كه فضيلت داده خودش را به رفقايش 5 .
وبدان كه ثقيلترين مردم در سفر نزد رفقا آن كسى است كه با آنكه اعضايش صحيح و سالم است تنبلى مىكند و مشغول كارى نمىشود و منتظر است كه رفقاى او كارهاى او را بكنند.
چهارم : آنكه مسافر مصاحبت كند با كسى كه نظير او باشد در انفاق كردن 6 .
پنجم : آنكه نياشامد از آب هر منزلى مگر بعد از آنكه ممزوج كند او را به آب منزل قبل .
و شايسته ولازم است براى مسافر كه با خود بردارد از خاك بلد خويش و از طينتى كه تربيت بر آن شده است، و هر منزلى كه وارد مىشود مقدارى از آن خاك بريزد در ظرف آب خود و آن را حركت دهد، پس بگذارد تا آب صاف شود آن وقت بنوشد 7 .