309مفيد فرموده كه: تولّد امام محمّدتقى عليه السلام در سنۀ صد و نود و پنج در اين روز بوده، لكن مشهور در غير اين روز است ، به هر حال، روز بسيار شريفى است، و صدقات و مبرّات در آن فضيلت بسيار دارد 1 .
شب هفدهم : شب بسيار مباركى است، و در آن شب لشكر حضرت رسول صلى الله عليه و آله با لشكر كفّار قريش ملاقات كردند در بَدْر، و در روزش جنگ بَدْر واقع شد و حقتعالى لشكر آن حضرت را بر مشركين ظفر داد، و آن اعظم فتوحات اسلام بود ، لهذا علماء فرمودهاند كه: در آن روز مستحبّ است صدقه و شكر خدا بسيار نمودن، و غسل وعبادت در شبش نيز فضيلت عظيم دارد 2 .
مؤلّف گويد كه : روايات بسيار وارد شده كه در آن شب بَدْر حضرت رسول صلى الله عليه و آله با اصحاب فرمود : كيست امشب براى ما برود از چاه آب بكشد بياورد ؟ اصحاب سكوت كردند و هيچكدام اقدام بر اين كار نكردند ، حضرت امير المؤمنين عليه السلام مشكى برداشت به طلب آب بيرون رفت، و آن شب شبى بود سرد و باد مىآمد و ظلمت داشت، پس رسيد به چاه آب، و آن چاهى بود بسيار گود و تاريك، و آن حضرت دلوى نيافت تا از چاه آب كشد ، لا جرم به چاه پايين رفت و مشك را پر كرد و بيرون آمد ، رو كرد به آمدن كه ناگاه باد سختى برخورد به آن حضرت، كه آن جناب از سختى آن نشست تا برطرف شد ، پس برخاست و حركت فرمود كه ناگاه باد سختى ديگر مانند آن آمد ، آن حضرت نشست تا او نيز رد شد ، ديگر باره برخاست برود، مرتبۀ سيّم نيز همان نحو بادى رسيد و آن حضرت نشست، و چون رد شد برخاست و خود را به حضرت رسول صلى الله عليه و آله رسانيد ، حضرت پرسيد كه : يا ابا الحسن، براى چه دير آمدى ؟ عرض كرد كه : سه مرتبه بادى به من رسيد كه بسيار سخت بود، و مرا لرزه فراگرفت، و مكثم به جهت برطرف شدن آن بادها بود ، فرمود : آيا دانستى آنها چه بود يا على ؟ عرض كرد : نه ، فرمود : آن اوّل جبرئيل بود با هزار فرشته، كه بر تو سلام كرد و سلام كردند ، و ديگرى ميكائيل بود با هزار فرشته، كه بر تو سلام كرد و سلام كردند ، و پس از آن اسرافيل بود با هزار ملائكه، كه سلام كرد بر تو و سلام كردند و اينها فرود آمدند به جهت مدد ما .
فقير گويد كه: اشاره به همين است قول آن كسى كه گفته كه از براى اميرالمؤمنين عليه السلام در