237سَجَدَ لَكَ سَوادِي وَخَيالِي 1 ، وَ آمَنَ بِكَ فُؤادِي ، هٰذِهِ يَدايَ وَمَا جَنَيْتُهُ عَلَىٰ نَفْسِي ، يَا عَظِيمُ 2 تُرْجىٰ لِكُلِّ عَظِيمٍ اغْفِرْ لِيَ الْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لَايَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إِلّا الرَّبُّ الْعَظِيمُ . پس بلند كرد سر خود را و دو باره برگشت به سجده وشنيد عايشه كه مىگويد :
أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضاءَتْ لَهُ السَّماواتُ وَالْأَرَضُونَ ، وَانْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُماتُ ، وَصَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ مِنْ فُجْأَةِ نَقِمَتِكَ ، وَمِنْ تَحْوِيلِ عافِيَتِكَ ، وَمِنْ زَوالِ نِعْمَتِكَ . اللّٰهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْباً تَقِيّاً نَقِيّاً وَمِنَ الشِّرْكِ بَرِيئاً لَاكافِراً وَلَا شَقِيّاً ، پس بر خاك نهاد دو طرف روى خود را و گفت : عَفَّرْتُ وَجْهِي فِي التُّرابِ وَحُقَّ لِي أَنْ أَسْجُدَ لَكَ ، پس همين كه خواست رسول خدا صلى الله عليه و آله برگردد شتافت عايشه به سوى رختخواب خود ، پس رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد به رختخواب او و شنيد كه نفس بلند مىزند ، فرمود : چيست اين نفس بلند ، آيا ندانستهاى كه چه شبى است امشب ؟ ! اين شب نيمۀ شعبان است كه در آن قسمت مىشود روزيها، و در آن نوشته مىشود اجَلها، و در آن نوشته مىشود روندگان به حج ، و بدرستى كه خداى تعالى مىآمرزد در اين شب از خلق خود بيشتر از عدد موهاى بزهاى قبيلۀ كلب، و مىفرستد خداى تعالى ملائكۀ خود را از جانب آسمان به سوى زمين در مكّه 3 .
چهاردهم : نماز جناب جعفر را بجا آورد، چنانكه شيخ از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده 4 .
پانزدهم : بجا آورد نمازهاى اين شب را، و آن بسيار است ، از جمله نمازى است كه روايت كرده ابو يحيىٰ صنعانى از حضرت باقر و صادق عليهما السلام ، و هم روايت كرده از آن دو بزرگوار سى نفر از كسانى كه وثوق و اعتماد است به ايشان، كه آن دو بزرگوار فرمودند كه : هرگاه شب نيمۀ شعبان شد پس بجا آور چهار ركعت نماز ، بخوان در هر ركعت حمد و قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ صد مرتبه ، پس چون فارغ شدى بگو :
اللّٰهُمَّ إِنِّى إِلَيْكَ فَقِيرٌ ، وَمِنْ عَذابِكَ خائِفٌ مُسْتَجِيرٌ . اللّٰهُمَّ لَاتُبَدِّلِ اسْمِى ،