42عبارتى با تو متحد و يكسان باشد). 1 در اينجا بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمان داد تا در پى ابوبكر روان شود و پس از دريافت آيات سورۀ برائت، به مكه رفته، آن را در جمع مشركان قرائت كند. على عليه السلام به راه افتاد و پس از دريافت اين آيات، به مكه عزيمت نمود و آيات الهى را در جمع مشركان ابلاغ كرد.
هنگامى كه ابوبكر به مدينه مراجعت كرد و علت امر را جويا گرديد. پيامبر فرمود: «جبرئيل از جانب خداى عزوجل نازل شد و به من گفت: در عوض تو كسى نمىتواند تبليغ رسالت كند مگر خودت و يا مردى كه از تو باشد. و چون تنها على از من است و من از اويم، لذا در عوض من كسى اداى رسالت نتواند كرد مگر على». 2 به عقيدۀ برخى از محققان: علت آنكه در پى نزول جبرئيل رسول خدا صلى الله عليه و آله على عليه السلام را به جاى ابوبكر نامزد اين مأموريت نمود آن بود كه در اينجا تبليغ آيات برائت، تبليغ ابتدايى بود كه از شؤون خاصۀ رسالت محسوب مىگرديد.
اين تبليغ به عنوان وزارت و معاونت به عهدۀ على عليه السلام نهاده شد و جهت آن همان اتحاد روحى و معنوى رسول خدا صلى الله عليه و آله و على عليه السلام بود كه بر مبناى آن على عليه السلام مىتوانست عهدهدار كارهاى پيامبر صلى الله عليه و آله گردد. و سخن جبرئيل به پيامبر صلى الله عليه و آله كه: