185
2. حسن بن حسين بن علوى مىگويد: در سامرّا خدمت امام عسكرى(ع) رسيدم، تولد فرزندش راتبريك گفتم. 13. حسن بن منذر مىگويد: روزى حمزۀ بن ابى فتح نزد من آمد و گفت: بشارت باد كه ديشب خدا به امام حسن(ع) فرزندى عطا كرد، ليكن دستور داد كه امرش مخفى باشد. نامش را پرسيدم، گفت: نامش «محمد» است. 24. احمد بن اسحاق مىگويد: روزى خدمت امام حسن عسكرى(ع) رسيدم. قصد داشتم از جانشينش سؤال كنم. آن جناب، خود سخن آغاز كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق! خداوند متعال از هنگامى كه آدم(ع) را آفريد تا قيامت، زمين را هرگز از حجت خالى نگذاشته و نمىگذارد، به بركت وجود حجت خداست كه بلا از زمين دفع مىشود و باران نازل مىگردد و زمين بركاتش را بيرون مىدهد. عرض كردم: يا ابن رسول اللّه! بعد از شما، امام و جانشين شما كيست؟ آن جناب به درون خانه رفت و كودك سه سالهاى را با خود بيرون آورد كه از زيبايى مانند ماه شب چهاردهم بود. او را بر دوش گرفته بود. فرمود: احمد! اگر تو نزد خدا و امامان گرامى نبودى، فرزندم را به تو نشان نمىدادم. بدان كه اين كودك همنام وهم كنيۀ رسول خداست؛ همان كسى است كه زمين را پر از عدل و داد مىكند. 3اينها برخى از شخصيتهاى برجسته شيعيان بودند كه توفيق زيارت امام را در زمان حيات امام عسكرى(ع) به دست آوردند، هر چند اين توفيق منحصر به ايشان نبود و گروه بيشترى آن حضرت را در زمان