184است. او مىگويد: روزى به خانه امام حسن(ع) مشرف شدم. مىخواستم شبانگاه نيمه شعبان سال 255 به منزل بازگردم كه امام حسن عسكرى(ع) فرمود: عمه جان! امشب در خانه ما باش؛ زيرا ولى خدا و جانشين من در اين شب متولد خواهد شد، پرسيدم از كدام يك از كنيزانت؟ فرمود: از سوسن.
من هر چه جستجو كردم اثرى از باردارى در وى نديدم، بعد از افطار با سوسن در يك اتاق خوابيدم، طولى نكشيد كه بيدار شدم، به فرمايش امام حسن(ع) مىانديشيدم. مشغول نماز شب شدم. سوسن هم از خواب برخاست و به نماز شب پرداخت. حتى نزديك سپيده دم، باز هم اثرى از وضع حمل نبود. نزديك بود دربارۀ سخن امام(ع) به شك و ترديد دچار شوم كه صداى امام(ع) از اتاق ديگر آمد كه فرمود: عمه جان! ترديد نداشته باش، تولد فرزندم نزديك شده است.
لحظاتى بعد ولىّ خدا پاك و پاكيزه به دنيا آمد، ... كودك را نزد امام بردم.... 1به خاطر مراقبتهاى عباسيان، كمتر كسى موفق شد در حيات حضرت عسكرى(ع) امام را از نزديك ببيند، ولى در عين حال گروهى از افراد بسيار نزديك و مورد اعتماد به زيارت آن حضرت در حيات والدش موفق شدند. اكنون به ذكر اسامى شمار اندكى از آنان مىپردازيم:
1. ابوغانم خادم مىگويد: فرزندى براى امام حسن(ع) متولد شد كه او را «محمد» ناميدند. روز سوم آن كودك را به اصحابش نشان داد و فرمود: اين فرزندم پس از من صاحب و امام شماست و اين همان قائمى است كه همه در انتظارش مىباشند. 2