97و مردم را نيز به اين آيات توصيه مىكنند.
در موارد فراوانى مشاهده مىشود كه سخنان افراد خبرچين و فاسق، موجب كم شدن روزى و كم شدن ظرفيت نفوس مىشود و انسانهايى مؤمن را كه در برخى مسائل با شمارى از علماى دين همعقيده نيستند، مىترساند. اين در حاليست كه ملحدان و افراد زنديق و كافر در آسايش و راحتى به سر مىبرند و به تنگدستى و كمى روزى دچار نيستند.
6. از ديگر بدعتهايى كه بايد به آن پايان داده شود، روندى است كه در كتابهاى علمى به هنگام نام بردن از راويان حديث و سلف صالح وجود دارد؛ به طورى كه به هنگام معرفى آنها به ذكر كاستىها و عيبها و نيز اقوال مخالفان آنها پرداخته مىشود، اما از نقل گفتههاى افراد باانصاف و ميانهرو درباره آنها خوددارى مىشود. «ذهبى» در شرح حال «ابان بن زيد عطار» مىگويد: «علامه ابوالفرج بن جوزى او را از شمار افراد ضعيف قرار داده و از نقل سخنان توثيقكنندگان او خوددارى كرده است». اين از كاستىهاى كتاب وى است كه جرح را درباره راويان نقل كرده است، اما نسبت به تعديلهايى كه وجود دارد، سكوت كرده است. 1
در كتاب يكى از نويسندگان معاصر در معرفى «ابوحنيفه» آمده است: «نسائى»، «ابوحنيفه» را ضعيف دانسته است. برخى از كسانى كه استاد اين مرد به شمار مىآيند، به هنگام ذكر ابوحنيفه مىگويند: حديث ابوحنيفه را از جهت حافظه او تضعيف كردهاند. «شيخ عبدالفتاح على» به اين سخن اخير پاسخ داده و مىگويد: اين سخن با امانتدارى علمى منافات دارد؛