96 در برخى از زندگينامهها مانند زندگينامههاى پيشوايانى چون ابوحنيفه، شافعى، مالك، احمد، اشعرى، بخارى، ابن تيميه و ديگران از اين نوع گناهان ديده مىشود. كتابى مانند «الانتقاء فى فضائل الائمة الثلاثة الفقهاء» تا اندازهاى به اين عيب آلوده شده است. اما خواننده كتاب «تاريخ بغداد» مشاهده مىكند اين نوع گناه در اين اثر بسيار به چشم مىخورد. چه زشت است انسان در محافل عمومى، بدىها را بگويد و به ذكر كاستىها بپردازد.
بنابراين دانشمندان و مبلغان بايد دانش خود را بر پژوهش استوار سازند و از ذكر غيبت، دروغ و بهتانهاى موجود در كتابهاى غيرپژوهشى يا سخنان نقل شده توسط سخنچينان و چاپلوسان دورى گزينند؛ همان كسانى كه خداوند گوش كردن به سخنان آنها و فرمانبردارى از آنها را نهى كرده است:
وَ لاٰ تُطِعْ كُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِينٍ * هَمّٰازٍ مَشّٰاءٍ بِنَمِيمٍ (قلم: 10و11)
واز كسى كه سوگند ياد مىكند و پست است اطاعت مكن. كسى كه بسيار عيب جو و سخنچين است.
ممكن است برخى از علما از اين افراد پيروى كنند و چه بسا كه خود، آنان را به اين راه كشاندهاند؛ زيرا عيبجويى از علما موجب شده تا دچار بيمارى شوند. چه كسى شايستهتر از عالمان و مبلغان دينى است كه درباره خواندهها و نوشتهها تحقيق كند؛ زيرا خود در قرآن مىخوانند:
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلىٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِينَ (حجرات:6)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، نيك وارسى كنيد؛ مبادا از روى ناآگاهى آسيب برسانيد و از كردۀ خود، پشيمان شويد.