37روشن است كه اين صحابى بزرگوار، خدا را با همان معارفى كه الهام شده از سوى خداست، خوانده است؛ بدون اينكه رسول خدا(ص) اين ذكر را به او ياد داده باشد؛ اما با اين حال رسول گرامى اسلام(ص) اين عمل را تأييد كردند.
«مسلم» در صحيح خود از «ابوسعيد خدرى» نقل مىكند: معاويه بر گروهى كه در مسجد نشسته بودند، وارد شد و پرسيد: «براى چه اينجا نشستهايد؟» پاسخ دادند: «براى ذكر خدا نشستهايم». پرسيد: «شما را به خدا سوگند! فقط براى ذكر خدا نشستهايد؟» گفتند: «آرى، به خدا قسم، فقط براى ذكر خدا نشستهايم». آنگاه معاويه گفت: «اين سوگند دادن، به سبب بدگمانى به شما نبود. در كم شمار دانستن احاديث، هيچ كس همسان من نيست؛ [اما] رسول خدا(ص) وارد جمعى از اصحاب خود شد و از آنان پرسيد: «براى چه چيز اينجا گردهم آمدهايد؟» پاسخ دادند: «براى ياد خدا و حمد و سپاس او و به دليل هدايت و منتى كه بر ما دارد». آن حضرت فرمود: «شما را به خدا سوگند! فقط براى همين امر جمع شدهايد؟» پاسخ دادند: «به خدا سوگند كه دليل نشستن ما در اينجا فقط همين امر است». آنگاه رسول خدا(ص) فرمود: «اين سوگند دادن به سبب بدگمانى به شما نبود؛ بلكه جبرئيل به من خبر داد كه خداوند به خاطر شما در برابر فرشتگان افتخار مىكند».
به همين دليل، «نووى» در كتاب «رياض الصالحين» بخشى را به «فضل حلق الذكر» 1 اختصاص داده است. اين روايت تصريح مىكند كه هرگونه