116 شرعى به خود بگيرد و به شريعتى مبدل گردد و به صاحب شريعت منسوب شود. اين نوع اختراع و نوآورى است كه رسول خدا(ص) ما را از انجام آن نهى كردهاند. آن حضرت مىفرمايد: «هركس در امر ما چيزى را پديد آورد كه از آن نيست، اين امر [نوپيدا] مردود است.» بنابراين، مشخص مىشود شاخص تعيين بدعت نكوهيده، «در امر ما» [يعنى دين] است. به همين دليل مىگوييم تقسيم بدعت به نيكو و ناپسند، خود يك بدعت لغوى است كه همان ايجاد و نوآورى به شمار مىرود. همه ما بىترديد مىدانيم كه بدعت به معناى شرعى، همان بدعت گمراهكننده و فتنهاى نكوهيده و ناپسند است. اگر مخالفان اين معنا را درك مىكردند، برايشان روشن مىشد كه ميان ما و آنان از جهاتى اختلاف وجود ندارد.
اكنون براى نشان دادن نزديكى نگاه ما با ديدگاه مخالفان، بحث را اينگونه تبيين مىكنيم: به نظر من كسانى كه مخالف تقسيم بدعت به دو نوع پسنديده و نكوهيده هستند، در واقع تقسيم بدعت شرعى را نمىپذيرند؛ زيرا خود نيز بدعت را به دو نوع دينى و دنيايى تقسيم مىكنند و اين كار را ضرورى مىدانند.
از سوى ديگر كسانى كه به تقسيم بدعت به دو نوع پسنديده و ناپسند معتقدند، مىگويند: اين تقسيمبندى بر روى مفهوم لغوى بدعت صورت مىگيرد، نه مفهوم شرعى آن؛ زيرا اضافه كردن چيزى به دين و شريعت، ضلالت و گمراهى بزرگ است. در وجود اين ديدگاه آنان هيچ ترديدى نيست. بنابراين، روشن شد كه اختلاف ميان دو گروه موافق و مخالف، شكلى است نه ماهوى.