115 پوشاك، ازدواج و حتى تنفس بكشند. آنها براى اينكه بتوانند با ديگران و خويشاوندان خود تعامل داشته باشند، به ناچار مىگويند بدعت به دو نوع بدعت دنيايى و بدعت دينى تقسيم مىشود. اما سبحان الله و شگفت از اين سخن! اين افراد با اين تقسيمبندى، خود را فريب مىدهند و به خود اجازه اين نامگذارى درباره بدعت را مىدهند. فرض كنيم اين معنا از دوران پيامبر(ص) وجود داشته باشد؛ اما بىترديد اين نامگذارى بدعت، در دوران تشريع وجود نداشته است. مىپرسيم مبناى اين تقسيمبندى چيست؟
اين نامگذارى بدعتآميز را از كجا آوردهايد؟ كسى كه تقسيمبندى بدعت به پسنديده و ناپسند را غير شرعى مىداند، بايد به او گفت كه تقسيم بدعت به دينى نادرست و دنيايى صحيح نيز نادرست و عين بدعتگذارى است؛ زيرا وقتى شارع مىفرمايد: «هرگونه بدعتى گمراهى است»، شما مىگوييد چنين نيست كه هر بدعتى به طور مطلق گمراهى باشد؛ بلكه بدعت به دو نوع دينى و دنيايى تقسيم مىشود. بدعت دينى گمراهكننده و بدعتهاى دنيايى كه گمراهكننده نيستند و جايز است.
بنابراين بايد در اينجا مسئله مهمى را توضيح دهيم تا ابعاد اشكال و شبههاى كه پيش آمده، روشن گردد. بايد بدانيم در اينجا سخن شارع حكيم مطرح است و زبان او نيز زبان شرع است. پس بايد كلام او را با ميزان و معيار شرعى كه خود آن را آورده، بسنجيم. وقتى مىدانيم بدعت در اصل به معناى هر امر نوپيدايى است كه پيش از اين سابقه نداشته، بىترديد به ذهن خطور مىكند كه افزودن يا اختراع ناپسند و نكوهيده همانى است كه در امور دين باشد و جزئى از مناسك دينى به شمار آيد. امرى نكوهيده است كه صبغة