48مهمّى...». (نمل: 50)
ونيز مىفرمايد: ( أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّٰارِعُونَ ) ؛ «آيا شما آن را مىرويانيد يا ما مىرويانيم؟!» (واقعه: 64)
ولى نمىتوان بر خدا صفت زارع يا مكّار را به كار برد؛ زيرا در لسان ادله از قرآن وروايات وارد نشده است.
دليل چهارم: مجاز مستلزم خطا در فهم است
معناى مجاز از راه لفظ وبدون قرينه مفهوم نمىشود وچه بسا قرينه مخفى باشد ولذا مخاطب در اشتباه مىافتد ومقصود خداوند فهميده نمىشود، واين خلاف حكمت است.
پاسخ
در جاى خود به اثبات رسيده كه از شرايط استعمال مجاز به كار بردن قرينه واضح وروشن است به حيثى كه براى مخاطب به مجرد تأمّل ظاهر گشته تا بتواند لفظ را در معناى مجازى آن به كار برد.
استدلال قائلين به تأويل صفات
1. ادعاى اجماع
نووى از قاضى عياض نقل مىكند كه بين مسلمانان اختلاف نيست در اينكه صفات خبرى خداوند كه در قرآن و حديث آمده بايد تأويل نمود. 1
2. عرف عقلا
تعبيرهاى كنايى امرى عادى در زندگى عادى بشر است كه خداوند متعال نيز به جهت فهم مردم مطابق با محاورات آنها در قرآن كريم سخن گفته است.
علامه طباطبايى (رحمه الله) در تفسير الميزان در سبب ورود الفاظ متشابه در قرآن مىفرمايد: