64خداوند علمش همانند بقيه مردم باشد پس چرا تو نمىگويى كه خداوند جسم است نه مثل ساير اجسام؟ 1
از اينگونه تعبير به خوبى استفاده مىشود كه هشام درصدد معارضه ومقابله با علاّف است، نه اينكه عقيده خود را بيان كند. اينطور نيست كه هر كس در مقام معارضه، چيزى مىگويد آن را اعتقاد داشته باشد؛ زيرا ممكن است كه قصد او امتحان علاّف باشد؛ همانگونه كه شهرستانى نيز همين مطلب را فهميده است.
و بر فرض كه از اين عبارت عقيده به تجسم استفاده شود، ممكن است كه اين حرف از او هنگامى صادر شده باشد كه داخل در مذهب جهميه بوده وقبل از آن بوده كه به بركت آلمحمّد: هدايت يافته است؛ زيرا جهميه قائل به تجسيمند، ولى بعد از دخول در مكتب اهلبيت: به پيروى از آنان با تجسيم مقابله كرده است.
3. اختلاف در معناى جسم
متكلمين از فريقين تصريح دارند بر اينكه كلمه «جسم» لفظ اصطلاحى بوده ودر معناى آن اختلاف واقع شده است.
ابوالحسن اشعرى از امامان اهل سنّت مىگويد: «متكلمين در كلمه (جسم) تا دوازده قول اختلاف كردهاند. 2
ابن تيميه مىگويد: «حقيقت امر اين است كه در لفظ جسم