65نزاعهاى لفظى ومعنوى وجود دارد». 1
در جايى ديگر مىگويد:
لفظ "جسم وحيز وجهت" الفاظى است كه در آنها ابهام واجمال وجود دارد، واينها الفاظى اصطلاحى هستند كه گاهى معانى متنوّعى از آنها اراده مىشود. 2
و نيز مىگويد: «از جمله آن افراد كسانى هستند كه لفظ جسم را اطلاق ومقصود از آن را «قائم به نفس» يا «موجود» گرفتهاند. 3
شيخ الاسلام ابويحيى (926ه.ق) نيز كلمه «جسم» را قائم به ذات در عالم تفسير نموده است. 4
4. «جسم لا كالاجسام» عبارتى شايع
با مراجعه به كتابهاى اهل سنّت پى مىبريم كه جمله « جسم لاكالاجسام » كه به هشام نسبت داده شده، عبارتى شايع در بين علماى اهل سنّت است. اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
ابن تيميه مىگويد: «بسيارى از اهل اسلام درباره خالق معتقدند: او جسمى است كه شبيه ساير اجسام نيست. وحنابله وتابعين آنها بر اين اعتقادند». 5