80 جامعه اسلامى رخت بربندد؛ زيرا اين عقيده، خطرناكترين چيز براى اسلام و مسلمانان است.
سخن درباره توسل را بايد از دو جنبه عقلى و نقلى دنبال كنيم تا مخالفان توسل را با ادله نقلى و عقلى با خود همراه سازيم. ابتدا ادله عقلى مسئله را بيان مىكنيم؛ هرچند براى اين بخش نيز به منابع دينى استناد خواهيم كرد. اما ابتدا از آنان مىخواهيم بردبارى را پيشه خود سازند تا همچون اهل منطق و آشنايان به قواعد مناظره، تا پايان سخن ما را همراهى كنند. اين كار براى آگاه شدن از موضوع بحث لازم است تا از بحث ما خارج نشوند. ما يكايك فرضيههاى آنها را مطرح و باطل خواهيم كرد. شايسته است منتظر بمانند تا ادله معقول با ادله منقول در هم آميخته نشود و بتوانيم حق هر يك را آنگونه كه شايسته است، ادا كنيم. از سوى ديگر با اين كار مىخواهيم در آينده شاهد موافقت آنان با مقدمات بحث و مخالفت با نتيجه آن نباشيم.
اگر مخالفان، توسل و استغاثه را شرك مىدانند، پس استغاثه مظلوم به كسى كه بتواند از او دادخواهى كند، كمك خواستن انسان از كسى كه بتواند در برخى امور او را يارى رساند، درخواست كمك حاكم از ارتش براى يارى او در جنگ و كمك گرفتن ارتش از حاكم براى اصلاح امور خود، همگى اقداماتى شركآميزند. حتى بايد گفت بنابر گفته اين مخالفان، درخواست كمك از صاحبان حرفهها و مشاغل مختلف و درخواست بيمار از پزشك براى درمان نيز شرك است؛ بلكه با توجه به مقتضاى اين كليات، استغاثه فردى از بنىاسرائيل به حضرت