57 درباره كسانى است كه غير خداوند را خواندهاند؛ در حالىكه متوسلان به پيامبران و صالحان، نه غير خدا و نه به همراه خداوند، ديگرى را نخواندهاند. پس از آشنايى با اين پاسخها آشكار مىشود چگونه بايد به ادلهاى كه از بحث خارج است، پاسخ داده شود.
شوكانى در ادامه مىگويد:
توسل جوينده به يكى از پيامبرانِ خدا يا يكى از دانشمندان، بر اين باور نيست كه فرد واسطه قرار گرفته را در كارى شريك خداوند كرده است. اگر كسى چنين باورى داشته باشد، بنده اى از بندگان خداوند را - خواه يك پيامبر يا غير او - پرستيده است. به همين دليل، در گمراهى آشكار به سر مىبرد.
همچنين استدلال به آيه لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ؛ «هيچ يك از اين كارها در اختيار تو نيست». (آلعمران:128) وآيۀ: قُلْ لاٰ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لاٰ ضَرًّا إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ ؛ «بگو: جز آنچه خدا بخواهد،براى خودم اختيار سود و زيانى ندارم». (اعراف: 188) براى اثبات نادرستى توسل، بىپايه است؛ زيرا اين دو آيه تصريح مىكند كه رسول خدا(ص) اختيار هيچ يك از امور را ندارد و براى خود، اختيار سود و زيانى ندارد؛ پس براى ديگران نيز چنين اختيارى ندارد. اما در اين دو آيه، دليلى بر منع توسل به پيامبر(ص) يا ديگر پيامبران و صالحان ديده نمىشود.
خداوند مقام محمود، يعنى شفاعت بزرگ را به پيامبرش عطا فرموده است. پروردگار راهنمايى كرده كه از پيامبر(ص) شفاعت خواسته شود و به پيامبر خود نيز فرموده:
« سَل تُعطَ وَاشْفَع تُشَفَّع ». 1