58سخن شوكانى درباره درستى توسل اينگونه ادامه مىيابد:
از سوى ديگر، برخى براى ابطال توسل چنين استدلال كردهاند كه پيامبر(ص) پس از نزول آيه 214 سوره شعرا: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ؛ «و خويشانِ نزديكت را هشدار ده»، فرمودند: اى فلان پسر فلان! من براى تو اختيار امرى را نزد خداوند ندارم. اى فلان دختر فلان فرد! من نزد خداوند اختيار كارى را ندارم. [پاسخ اين استدلال را بايد چنين داد] پيامبر(ص) در اين حديث تصريح كرده كه اگر خداوند بخواهد كسى زيان ببيند، پيامبر(ص) نمىتواند به او سود برساند؛ همچنانكه اگر خداوند براى كسى سودى بخواهد، پيامبر(ص) توان زيان رساندن به او را ندارد. در اين روايت تصريح شده كه پيامبر(ص) درباره نزديكان خويش چنين اختيارى ندارد؛ چه برسد به غير خويشاوندان خود. اين موضوع براى هر مسلمانى آشكار است؛ اما در اين روايت دليلى بر عدم توسل به پيامبر(ص) نزد خداوند ديده نمىشود؛ زيرا درخواست از كسى است كه اين اختيار را دارد. تنها تفاوت در اين است كه پيشاپيش خواسته خود، فردى را قرار داده كه خداوندى كه صاحب اختيار همه امور است، به اين دليل خواستهاش را اجابت كند.
اين سخن دانشمندانى است كه تندروهاى وهابى آنان را بر دانشمندان مذاهب چهارگانه نيز مقدم مىشمارند. هرچند ما با اين دانشمندان در موضوعات فراوانى اختلاف داريم، اما در اين موارد با آنها موافقيم. كسانى كه دانش را فقط از اين رهبران مىگيرند و فقط از چشمه كتابهاى اين دانشمندان مىنوشند و غير آن را علم نمىدانند، بايد در تمام امور از آنها پيروى كنند و كلام آنان را عليه خود حجت بدانند، همانگونه كه هر جا به نفع آنان تمام مىشود، آن را حجت