56 شمار تندروان قلمداد كرده است؛ حال آنكه وى جواز توسل به پيامبر(ص) را پذيرفته است؛ اما اين امر را ويژه پيامبر(ص) دانسته است.
شوكانى مىافزايد:
به اين ترتيب مىبينيم استدلال مخالفان توسل به پيامبران و صالحان، به آيات قرآن كريم درست نيست؛ آياتى مانند: وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيٰاءَ مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ ؛ «وكسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفتهاند [به اين بهانه كه] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند، نمىپرستيم». (زمر: 3)
فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً ؛ «پس هيچكس را با خدا مخوانيد». (جن: 18)
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لاٰ يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ ؛ «دعوت حق براى اوست و كسانى كه [مشركان] جز او مىخوانند، هيچ جوابى به آنان نمىدهند». (رعد: 14)
زيرا استدلال آنها به آياتى است كه از موضوع بحث خارجند. در آيه سوم سوره زمر تصريح شده كه آيه درباره كسانى سخن مىگويد كه دوستانى را به غير از خدا گرفته و آنها را مىپرستند. [اما در بحث ما، پرستش پيامبران و صالحان مطرح نيست.] كسى كه به دانشمندى متوسل شده، او را پرستش نكرده؛ بلكه مىداند دانش آن فرد، به او نزد خداوند برترى داده است. به همين دليل به او توسل پيدا كرده است. همچنين در آيه 18 سوره جن از خواندن غير خدا به همراه خدا نهى شده است.
براى مثال از اين سخن نهى شده كه گفته شود: «يا الله! يا فلان!» اما كسى كه به دانشمند متوسل مىشود، فقط خدا را مىخواند، ولى اين روى آوردن به خداوند با توسل جستن به كار شايستهاى از بندگان خداوند صورت مىگيرد؛ همچنانكه در حكايت نقل شده از پيامبر(ص) نيز آن سه نفر با توسل به اعمال شايسته خود خداوند را خواندند. آيه 14 سوره رعد نيز