55 دعا كن. پيامبر(ص) به وى فرمود: وضو بگير و دو ركعت نماز بگزار. پس از آن بگو: بار الها! از تو مىخواهم و به واسطه پيامبرت محمد[(ص)] به تو روى آوردهام. اى محمد! من تو را براى بازگشتن بينايى خويش شفيع قرار مىدهم. خداوندا! شفاعت پيامبرت را درباره من بپذير. سپس پيامبر(ص) فرمود: اگر نيازى داشتى، مانند اين دعا را بخوان و خداوند آن فرد را بينا كرد. به فرمايش پيامبر(ص) در عبارت بالا كه «اگر حاجتى داشتى، مانند اين دعا را بخوان» بار ديگر توجه كنيد.
شوكانى همچنين مىگويد:
اما [برخلاف باور شيخ عزالدين بن عبدالسلام] از نظر من دليلى ندارد كه جواز توسل را تنها مخصوص پيامبر(ص) بدانيم؛ به چند دليل: اول، به دليل اجماع صحابه در اين امر. دوم، توسل جستن به اهل فضل و دانش نزد خداوند و درواقع توسل به اعمال صالح آنان و برترىهاى آنان است؛ زيرا انسان فاضل فقط به واسطه اعمالش به اين مقام رسيده است؛ پس وقتى كسى بگويد: بار الها! من به فلان دانشمند نزد تو توسل مىجويم، درواقع به اعتبار دانشى كه دارد، او را نزد خداوند واسطه قرار مىدهد. در صحيحين و ديگر منابع روايى آمده است كه پيامبر(ص) داستان آن سه نفر را نقل فرموده كه وارد غار شدند. ناگهان صخرهاى بزرگ درِ غار را بست. سپس هر يك بهترين عمل خود را نزد خداوند وسيله قرار داد. با اين كار، صخره كنار رفت. اگر توسل به اعمال خوب جايز نبود يا شرك به شمار مىرفت - سخنى كه تندروها نيز مانند عزالدين و پيروانش مىگويند - خداوند نيز دعاى آنان را اجابت نمىكرد. پيامبر(ص) نيز پس از نقل اين حكايت، در برابر اين كار ناپسند آنان سكوت نمىكرد.
اميدوارم به اين نكته دقت شود كه وى عزالدين بن عبدالسلام را از