111 خداوند، در واقع توسل به اعمال شايسته و ويژگىهاى نيكوى آنان است؛ زيرا دليل فضيلت يافتن چنين فردى، اعمال اوست. پس اگر كسى بگويد خداوندا! من به وسيله فلان عالم به تو توسل مىجويم، در واقع به اعتبار دانشى كه داشته، او را واسطه درگاه بارى تعالى قرار داده است. در صحيحين و ديگر منابع روايى آمده كه رسول خدا(ص) حكايت سه نفر را بيان مىكند كه صخرهاى دهانه غار را به رويشان بست. هر يك از آنان به بهترين عمل صالح خود متوسل شد و از خداوند خواست كه صخره كنار برود و همين شد. اگر واسطه قرار دادن اعمال نيك در محضر خدا جايز نبود يا همچون گمان تندروها مانند ابنعبدالسلام و پيروان وى شرك به شمار مىآمد، خدا خواسته آنان را برآورده نمىساخت. پيامبر(ص) نيز پس از نقل اين حكايت، در برابر اقدام آنان سكوت نمىكرد. به اين ترتيب مىبينيم تمسك مخالفان توسل به انبيا و صالحان، به آيات زير از قرآن كريم پذيرفتنى نيست؛ مانند:
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيٰاءَ مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ (زمر: 3)
و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفتهاند [به اين بهانه كه] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند، نمىپرستيم.
فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً (جن: 18)
پس هيچ كس را با خدا مخوانيد.
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لاٰ يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ (رعد: 14)
دعوت حق براى اوست و كسانى كه (مشركان) جز او مىخوانند، هيچ جوابى به آنان نمىدهند.