102 نمىكنيم و با شما بحث نداريم.
اگر شما درباره مسئله توسل، نظرى غير از تكفير توسلجوينده داشتيد، مىگفتيم آنان كسانى هستند كه در راه اجتهاد اعتقادى اشتباه كردهاند و حساب آنان با خداست. چه بسيارند مجتهدانى كه اشتباه كرده و خود را تقديس نكردند و با زور سرنيزه و شمشير مردم را به پذيرش اعتقاداتشان وادار نكردهاند؛ زيرا آنان احتمال مىدادهاند كه ممكن است حق با ديگران باشد؛ آنان به اين روايت از پيامبر(ص) علم داشتند كه: «ناسزاگويى به مسلمان، فسق است و كشتن مسلمان كفرورزى. كسى كه برادر [دينى]اش را كافر بداند، كافر شده يا نزديك است كه كافر شود».
وقتى منصور عباسى بر آن شد تا همگان را ملزم به عمل براساس كتاب «الموطأ» مالك كند، امام مالك اين اقدام را نپذيرفت. هارونالرشيد نيز نپذيرفت كه مردم را ملزم به اين كتاب كند. دليل اين كار، احترام گذاشتن به امت اسلامى و دانشمندان آن بود. اين رويۀ وارثان رسول خدا و امامان هدايتگر است. جاهل، جز بزرگ كردن خويش چيزى نمىخواهد؛ اما انسان عالم به دنبال بزرگ دانستن خداوند است: وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ ؛ «هر كس شعائر خدا را بزرگ دارد، در حقيقت، آن [حاكى] از پاكى دلهاست». (حج: 32)
اين پرسشگر مىگويد: ما نمىتوانيم انسانى عارف به خداوند و