100 مبين نازل شده است؛ پس دليل ندارد «وسيله» را محدود به نوعى خاص كنيم؛ چون در روايات، اين مسئله به صراحت بيان شده است.
حديث عثمان بن حنيف و ديگر رواياتى كه در گذشته بيان كرديم، همگى درستى توسل را اثبات مىكنند. در بخشى از روايت ياد شده آمده است كه «اگر باز حاجتى داشتى، مانند همين عمل را انجام بده.» گفتيم كه در زمان عثمان بن عفان نيز به اين روايت عمل مىشد.
سؤال: آيا لازمه نپذيرفتن امكان سخن گفتن با مردگان، انكار كرامتهاى آنان است؟ اگر شما چنين تلازمى را مىپذيريد، ادله آن را بيان فرماييد و لطفاً براى ما نام صحابه، تابعين و ائمه [مذاهب اربعه] كسانى كه اين نوع توسل را قبول داشتند، بنويسيد.
پاسخ: بله، آنهايى كه مانند شما توسل و استغاثه را انكار مىكنند، كرامات مردگان را نيز منكر مىشوند؛ زيرا اگر ارتباط با خداوند از راه توسل به مرده، نادرست باشد و نتواند براى ما دعا كند يا به اعتقاد شما روحش نتواند براى ما كارى بكند، كرامت آنان بىمعنا مىشود. وقتى شما هرگونه كار يا فعلى از سوى مردگان را انكار مىكنيد، اثبات كرامت براى مردگان به چه معناست؟ وقتى توسل به آنان براى ارتباط با خداوند تبارك و تعالى را كار نادرستى مىدانيد، چه چيز را مىخواهيد براى مردگان اثبات كنيد؟
در رابطه با بيان نام تابعين يا بزرگان ديگر يادآور مىشويم كه پيش از «ابنتيميه»، همه امت اسلامى به جواز توسل باور داشتند. ما شما را به چالش مىكشيم و از شما مىپرسيم: آيا از تابعين و بزرگان پس از