84 برخى نقلها به جاى معقد، واژه «مقعد» 1 آمده است. اما بنابر اتفاق نظر عالمان دين، اينگونه دعا كردن جايز نيست؛ زيرا حمل اين معنا بر خداوند تبارك و تعالى محال است؛ زيرا اين توهم پيش مىآيد كه عزت به عرش متعلق است. از آنجا كه عرش حادث است، آنچه به امر حادث متعلق مىشود، آن نيز حادث است؛ حال آنكه خداوند منزه است و عزت او به امر حادث تعلق نمىگيرد. عزت خداوند همچون ذات او و ديگر صفات ربوبى امرى قديم است. از ابويوسف نقل شده كه بر زبان جارى كردن اين دعا بىاشكال است. فقيه گرامى ابوليث نيز همين نظر را پذيرفته است.
برخى گفتهاند در دعا كردن نبايد گفت: به حق فلان پيامبر يا ولى خدا، يا به حق مشعرالحرام، يا بيت الحرام، و بيان اين الفاظ در دعا حرام است؛ زيرا آفريدههاى خداوند، حقى بر خدا ندارند تا به اين حق متوسل شويم. اما ممكن است گفته شود كه آفريدهها بر خداوند حق وجوبى ندارند؛ اما خداى بزرگ از روى فضل و كرم خود، اين حق را براى برخى از آفريدههاى خود قرار داده است. همچنين ممكن است معناى حق در اين عبارات، حرمت و عظمت باشد. در نتيجه از باب وسيله بودن اين آفريدهها، از آنها براى يارى گرفتن خداوند استفاده مىشود؛ همانگونه كه قرآن كريم نيز استفاده از اين وسيله را تأييد مىكند: وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ ؛ «و وسيلهاى براى تقرب به او بجوييد!» (مائده: 35)