47
هادوى: در اتباط با فلسفه و اسرار و حكمت در همه عبادات بايد به اين نكته توجه داشت كه احكام الهى برخاسته از منافع و ملاكهايى در عالم واقع است و مصالحى وجود داشته كه خداوند احكام را در ارتباط با آن صادر كرده است و شكلهاى خاصى بر عبادات مترتب شده كه به مصالح و منافعى وابسته است. در واقع با فلسفه يا حكمت يك عبادت آن مصالح و آثار تكوينى و واقعى است كه بر انجام آن عبادت به شكل خاص مترتب مىشود. به لحاظ فقهى در مقام تعيين تكليف، با مصالح، حكمت، فلسفه و سرّ آن چنان كارى نداريم. وظيفه فقيه اين است كه هم شكل عبادت و هم حكم عبادت را استنباط كند، اما اين كه مصلحت حكم چيست؟ در محدوده وظايف فقيه نيست و در التزام به حكم هم نقشى ندارد. اگر مصلحت يك حكم را ندانيم موظف هستيم آن را انجام دهيم؛ زيرا معتقديم كه يك مصلحت، الزامى داشته كه آن حكم واجب شده است، اگر چه مصلحت را ندانيم؛ مثلاً به شكل خاصى نماز مىخوانيم، هر چند مصلحت و ملاك آن را نتوانيم تشخيص دهيم و يا مصلحت تعداد ركعتهاى نماز را نمىدانيم، ولى به همان شكل خاص آنها را به جا مىآوريم.
در پاسخ به اين پرسش كه آيا مىتوان به مسئله اسرار و حكمت و فلسفه عبادات پرداخت يا خير؟ مىتوان گفت، پرداختن به فلسفه و سرّ عبادات اشكالى ندارد و كشف نكردن مصلحت يك عبادت مانع از انجام و عمل به وظيفه نمىشود و ما در هر صورت بايد عبادات را انجام دهيم. فلسفه و اسرار و حكمت عبادات را مىتوانيم از طريق تعبّد، تعقّل و يا كشف و شهود به دست آوريم. از طريق