75پيامبر اسلام بود و هم كتاب آسمانى دينى بود كه آخرين دينهاست و دينى پس از آن نخواهد آمد، و لذا بر خدا لازم بود كه از راه لطف اين كتاب را از هر گونه تحريفى حفظ كند، چون قرآن مانند تورات و انجيل نبود كه به هر حال دين جديدى مىآمد و تحريف آنها را تصحيح مىكرد.
از آن گذشته در عصر رسول گرامى اسلام هر چند كه دوران جاهليت بود اما بشر نسبت به نسلهاى گذشته به درجهاى از بلوغ فكرى رسيده بود كه چون دين اسلام را پذيرفت مىبايست از كتاب آسمانى آن به دقت محافظت نمايد و نگذارد حتى حرف واوى در آن دچار تحريف گردد.
در مورد مصونيّت قرآن از تحريف و تغيير، علاوه بر آياتى كه آورديم، از اخبار و احاديث معصومين نيز شواهد و دلايل محكمى در دست داريم كه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
*1. روايات ارجاع به قرآن
روايات متعددى از معصومين رسيده است كه مردم را به قرآن و استفاده از نور و هدايت آن با تأكيد تمام دعوت كردهاند. اگر قرآن داراى تحريف بود، هرگز ائمه مردم را اين چنين به سوى قرآن نمىخواندند:
قال على عليه السلام:
و اعلموا أنّ هذا القرآن هو الناصح الذى لا يغش و الهادى الذى لايضلّ والمحدث الذى لا يكذب، و ما جالس هذا القرآن من احد الاّ قام عنه بزيادة او نقصان، زيادة فى هدى او نقصان فى عمى... فاستشفوه من ادوائكم و استعينوا به على لاَوائكم 1.
على عليه السلام فرمودند: و بدانيد كه اين قرآن همان نصيحت كنندهاى است كه غل و غش نمىكند و هدايت كنندهاى است كه گمراه نمىسازد و سخنگويى است كه دروغ نمىگويد و هيچ كس با اين قرآن همنشين نمىشود مگر آنكه وقتى از پيش آن برمى خيزد، يا چيزى بر او مىافزايد و يا چيزى از او مىكاهد; افزايش در