100آنها پيدا كنيم و يا معتقد شويم كه غفلت به آنها دست نمىدهد و يا كارى آنان را از كار ديگر بازنمىدارد و مانند اين صفات . 1
اگر پژوهشگرى، فهرست كتابهاى شيعيان مانند الذريعه 2 را بررسى كند، در آن دهها كتاب را مىيابد كه اصحاب ائمه(عليهم السلام) در سه قرن اول، در سرزنش غاليان و بيزارى از آنان و بيان حكم شرعى درباره آنها نگاشتهاند.
به رغم اين موضعگيرى دورانديشانه - كه از سوى ائمه(عليهم السلام) و اصحاب آنان و فقيهان مكتبشان بر ضد غلو و غاليان گرفته شده است - لكن باز مىبينيم كه قلمهاى مسموم سست عنصران، در گذشته و حال شيعيان را متهم به غلو مىكنند. آنان براى اتهام خود تمسّك به رواياتى مىكنند كه در كتابهاى شيعيان وجود دارد. گفتنى است كه اين روايات دو گونه است:
الف) اين روايت از عصمت ائمه(عليهم السلام) و منزلت و مقام عظيم آنان در نزد خدا، و اينكه اين منزلت تالى تلو رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) است بحث مىكند. مكتب خلفا آنها را نمىپذيرد و آن را غلو مىپندارد. البته اين حكم بدون دليل است و اين مطلب در بررسى فرض سوم روشن خواهد شد.
ب) رواياتى كه دلالت بر غلو مىكند و در كتابهاى شيعيان و اهل سنت، از سوى معتقدان به غلو وارد شده است. از اين رو ضرورت دارد كه پژوهشگران اهل سنّت - به جهت ضعفى كه در روايات فريقين در زمينه فقهى و كلامى وجود دارد (مانند اسرائيليات موجود در كتابهاى تفسير اهل سنت) - هر روايتى را كه در كتابهاى حديثى مذهب مىيابند، صحيح و معتبر نپندارند; بلكه بايد بدانند كه اين كتابها، هم مشتمل بر روايتهاى صحيح و معتبرى است كه بايد به آنها متعبّد شد و بر طبقشان عمل نمود، و هم مشتمل بر روايات ضعيفى است كه نه موجب علم است و نه عمل. اين گونه روايات نه دليل بر اصول دين است و نه دليل بر فروع آن. با توجه به