191مستحّب حجرالاسود را لمس مىفرمود.» و نيز نقل است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) هنگامى كه سواره طواف مىفرمود، چوب دستى خود را به حجرالاسود مىكشيد و سپس نوك چوب دستى را مىبوسيد. البتّه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) كه در هر طواف حجر الاسود را لمس مىفرمود، راه را برايش باز مىكردند، امّا اگر پرازدحام باشد، امام صادق(عليه السلام) به عبدالرحمان فرمود: «من ازدحام را دوست ندارم.» و امام كاظم(عليه السلام) درباره طواف رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند:
«ويستلم الحجر فى كلّ طواف من غير ان اوذى احداً.»
و فرزدق در شأن امام سجّاد(عليه السلام) مىسرايد:
يكاد يمسكهُ عرفانُ راحتِه
ركن الحطيم اذا ما جاء يستلم
دست گزاردن بر حجرالاسود گونهاى معاهده و پيمان است با حضرت ابراهيم(عليه السلام) كه مانند قهرمان توحيد با هر گونه شرك و بت پرستى مبارزه كنيم و از يكتا پرستى منحرف نگرديم و در زندگى خويش از جادّه توحيد بيرون نرويم. در استلام حجرالاسود، زائر و طائف با قهرمان توحيد، ابراهيم(عليه السلام) و با منادى توحيد، واپسين رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بر حفظ توحيد بيعت مىكند و مىگويد امانتى را كه بر عهدهام بود، يعنى زيارت خانه خدا، ادا كردم و به پيمان خود وفا كردم تا تو به روز قيامت گواهى دهى كه: امانتى ادّيتها و ميثاقى تعاهدته لتشهد لى بالموافاة.
نقل است كه گروهى هنگام استلام حجر مىگفتند:
«انّى