119كعبه نمىكند، بلكه تنها دليل بر اين است كه از هفتمين طبقه زيرين زمين تا طبقه بالا، جزو كعبه است. مگر آنكه گفته شود كه واژه «الاَْرْض» در اين روايت، در مقابل «السّماء» نيست، بلكه منظور از «الاَْرْضِ السُّفْلَى وَ الْعُلْىَ» امتداد كعبه از هر دو جهت فوقانى و تحتانى است، و بدين ترتيب اين عبارت تعبيرى است كنايى، از معناى ياد شده.
هرچند مىتوان گفت: وجود كلمۀ «اساس» كه ظهور در قسمت تحتانى بناء موجود كعبه دارد، با اين احتمال ناسازگار است.
همچنين شايد بتوان ادعا كرد كه در شرايط موجود، كه طبقۀ دوم تنها حدود سىسانتىمتر از سقف كعبۀ معظمه بالاتر است. طواف در طبقه دوّم صدق عرفى دارد و با قطع نظر از بقيه ادلّه همين مطلب كفايت در مدعى دارد و براى طواف حقيقت شرعيه يا متشرعه در كار نيست و منوط به صدق عرفى است، مگر اينكه گفته شود عرف به مسامحهاى بودن اين اطلاق معترف است و چنين مسامحاتى معتبر نيست. و از كلام جواهر استظهار مىشود كه ايشان هم طواف از مكانى كه از كعبه بالاتر است را از اين جهت بلا اشكال مىداند . 1همچنين صاحب براهين الحج، آورده است: آيا واجب است كه طواف بر سطح زمين انجام پذيرد و يا طواف در فضاى مقابل كعبه نيز صحيح است؟ و آيا طواف در فضاى بالاى كعبه نيز صحيح مىباشد؟ در جواب اين پرسشها، ممكن است گفته شود،صدق طواف دور بيت كفايت مىكند و اگر كسى در هواپيما بنشيند و طواف كند - به گونهاى كه عرفاً به آن طواف صدق نمايد - مجزى است. 2
خلاصه آنكه، بر مبناى افرادى كه حدّى براى مطاف قائل مىباشند، طواف در خارج حد و از جمله نمونه بارز آن طواف در طبقه بالاى مسجد الحرام جايز نيست.
اما بزرگوارانى كه قائل به محدوده طواف نيستند بحث براى جواز طواف در طبقه بالاى مسجد الحرام و يا عدم جواز برايشان باز است.