118مشهور ميان فقها، كه مرحوم كاشف الغطا (رحمه الله) به آن تصريح كرده، اين است كه : قبله، در جهت ارتفاع كعبه، تا فراز آسمان و از قسمت زيرين تا عمق زمين است. بنابراين، محدود به بناى محسوس نمىگردد و ظاهراً نخستين كسى كه با صراحت به بيان آن پرداخته، شهيد ثانى در مسالك است. آنگاه صاحب مدارك از وى پيروى كرده و سپس تمام متأخرين، تا زمان حاضر، از او تبعيّت كرده اند و بدين گونه، به مسأله اى مسلّم و پذيرفته شده نزد همگان تبديل گرديده است. 1پرسشى كه در اينجا مطرح است، اين است كه آيا طواف مىتواند ملحق به استقبال قبله شود؛ به طورى كه فضاى بالاى كعبه و يا قسمت زيرين آن، در حكمِ خودِ كعبه باشد و طواف در اطراف آن جايز شود يا خير؟
و به ديگر سخن، آيا طواف بر گِرد فضاى كعبه، طواف بر پيرامون آن محسوب مىشود؟ يا چنين نيست و در نتيجه طواف به استقبال ملحق نشده و حكم پيشگفته، اختصاص به استقبال دارد؟
برخى گفته اند؛ از ظاهر برخى روايات چنين بر مىآيد كه اين حكم مخصوص استقبال نيست؛ چرا كه از اطلاقِ برخى از آنها، جوازِ طواف برگِرد فضاى كعبه نيز استفاده مىشود.
مرحوم شيخ صدوق، در اين زمينه، مرسله زير را از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است :
أَسَاسُ الْبَيْتِ مِنَ الاَْرْضِ السَّابِعَةِ السُّفْلَى إِلَى الاَْرْضِ السَّابِعَةِ الْعُلْيَا؛ 2 پايه خانه (خدا) از هفتمين طبقه پايين زمين تا هفتمين طبقه بالاى آن است.
گرچه اين روايت مرسله است، ليكن شايد بتوان گفت اين گونه ارسال به اعتبار آن زيان نمىرساند؛ چون اين روايت از مرسلاتى است كه صدوق جزماً به امام(ع) نسبت داده است. چنانچه دلالت آن نيز روشن است و در روايت هم، قرينه اى بر اختصاص آن به استقبال، وجود ندارد. آرى بر طبق ظاهر روايت كه كلمه «اساس» ظهور در ريشه و بنيان دارد و دلالت بر الحاق فضاى بالاى كعبه به