177بين زمين و ملكوت، اشكهاى انابه و شوق از ديدگان حجاج سرازير و قلبها سرشار از ياد خدا بود.
وقوف در عرفات بايد وقوف در برابر سيد و مولا و همراه با معرفت باشد، معرفت نسبت به سرائر و حقايق و مقام قلب، حاجى در جبل الرحمه بايد به ياد رحمت عام و خاص خداوند باشد و بداند كه پروردگار شاهد و ناظر بر بندگان و رحيم به مؤمنان است. اين معرفت به سالك بصيرت مىدهد و چشم بصير با نور هدايت الهى فروع يافته و به سرچشمههاى معرفت دسترسى پيدا مىكند.
در سرزمين عرفات آدمى به اين فرموده پيامبر خدا مىانديشد كه: «سوگند به كسى كه به حق مرا بشير و نذير مبعوث كرد، خداوند را در آسمان دنيا ابوابى است كه به آنها باب رحمت، باب توبه، باب حاجت، باب تفضّل، باب احسان، باب بخشش، باب عفو و كرم مىگويند. كسى نيست كه به عرفات برود، مگر اينكه خداوند تمامى اين بابها را براى او بگشايد.» 1و در سخنى ديگر مى فرمايد:
«مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوبٌ لا تُغْفَرُ إِلاّ بِعَرَفاتٍ.» 2؛ بعضى از گناهان، گناهانى هستند كه بخشيده نمىشوند مگر در عرفات.
اين آواى نورانى به گونهاى ديگر در گفته ابوشيخ از ابن عباس هم آمده كه: همانا روز عرفه، روز حج اكبر است و اين روز، روز مباهات است، روزى است كه خداوند به اهل زمين در برابر ملائكه آسمان فخر كرده و مىفرمايد:
«جاوُونى شعثا غبراً آمنوا بى و لم يرونى و عزّتى لأَغفرتُ لهم.»؛ ژوليده موى و گرد و خاك بر چهره نشسته، به سوى من آمدهاند به من ايمان آوردند، با آن كه مرا نديدهاند، به عزّت خود سوگند آنها را مىبخشم.