79نالهها و فريادش ميان نهيب امواج گم مىشود؛ به هر سو كه مىنگرد، حرمان و حسرت است و تهديد و رعب.
دراين ميان گاهى جذبهاى از آسمان درمىرسد كه چون نسيم جان بخش و روحافزايى او را نوازش مىدهد؛ اين جذبۀ مهرانگيز او را به سمت بالا دعوت مىكند، به مقصد و مقصود سوق مىدهد اما افسوس كه اين نسيم حيات بخش و اين جذبۀ رحمانى دوامى ندارد و چونان برقى رونده و گذرا عبور مىكند.
«أَنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُم نَفَحَات أَلاَ فَتَعَرَّضُوا لَهَا». 1
«در روزگارانتان نسيمهايى مىوزد، آگاه باشيد كه به آن اقبال كنيد و از آن اوبار نكنيد.»
مهمترين توشۀ سلوك، ترك مخالفت الهى است. معصيت، مخالفت حق است. معاصى پاى انسان را به زمين ماده مىبندد و به او اجازۀ سلوك و حركت نمىدهند. وابستگىها و دلبستگيها جرم مىآورند و مجرم، مُحرم نمىگردد. ميقات، نويد ترك معصيت است، ميقات مژدۀ احرام واقعى است، حضور در ميقات، حضور در محضر موجودى است كه مىبيند. در حضور او انسان بايد عهد و پيمانى ببندد تا اوصاف حيوانى را رها كند، پا جاى پاى شيطان نگذارد، انسانيت در او تقويت شود و زحمات انبيا را قدر شناسد.
ميقات محل تخليه است. در آنجا بايد از گناه خالى شد، به عالم نور وارد گشت، خضوع، تذلّل را تجربه كرد و از لباس جرم و معصيت خارج شد. به اين حقيقت نورانى امام سجاد عليه السلام در حديث شبلى اشاره دارد.
«قال: فَحِينَ نَزَلْتَ الْمِيقَاتَ نَوَيْتَ أَنَّكَ خَلَعْتَ ثَوْبَ الْمَعْصِيَةِ وَ لَبِسْتَ ثَوْبَ الطَّاعَةِ قَالَ لاَ»؛ 2
«پرسيد: آنگاه كه به ميقات فرود آمدى، نيت كردى كه لباس نافرمانى را درآورده لباس طاعت بپوشى؟ گفت: نه.»
اگر حاجى هنگام نزول به ميقات از مخالفت الهى دست نكشد و ترك معصيت نكند، او در