77طى مىكنند، با مشكلات مواجه مىشوند و با صعوبت خود را به ميقات مىرسانند. اين دسته از زائران آداب حج را به جاى مىآورند و ذخيرهاى براى آخرت خود فراهم مىكنند.
دستۀ سوم مجاوران حقاند، آنها با ياد او و ديدار او انس گرفتهاند، نفس خود را سالها محبوس ساختهاند، از شهوات گذشتهاند، از لذات گذر كردهاند، اينها مسافر و مهاجرند. اينان سفرى معنوى در پيش دارند و رزق آنها مقسوم و قوت آنها در عالم غيب است. مسافران واقعى و محرمان راستين پاى برهنهاند، بالاى سرشان جز آسمان چيزى نيست، چشمشان فقط در انتظار رويت ماه است، نفسشان بىقرار ديدار است، حالت آنها حضور است و قلبشان مملو از سرور و آنگاه كه به ميقات مىرسند، سفر معنوى خويش آغاز كردهاند.
اى مقيمان درت را عالمى در هر دمى
رهروان راه عشقت هر دمى در عالمى
اساساً سفر را سفر گفتهاند چون آدمى را از اخلاق زشت مىرهاند. 1 مسافر معنوى از اخلاق ذميمه رميده است و كسوت اخلاق زيبا پوشيده است، او از نفس رهايى يافته به اطمينان و يقين واصل شده است. توكل، رضا، تسليم، اطمينان، يقين و نور، دستاورد اين سفر معنوى است. در يك جمع بندى كلى مىتوان گفت كه از امام رضا عليه السلام دربارۀ علت و حكمت احرام سوال شد. امام عليه السلام چنين پاسخ داد 2:
لان يخشعوا قَبْلَ دُخُولِ حَرَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمْنِهِ وَ لِئَلاَّ يَلْهُوا وَ يَشْتَغِلُوا بِشَيْءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا وَ لَذَّاتِهَا وَ يَكُونُوا جَادِّينَ فِيمَا فِيهِ قَاصِدِينَ نَحْوَهُ مُقْبِلِينَ عَلَيْهِ بِكُلِّيَّتِهِمْ مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّعْظِيمِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِنَبِيِّهِ وَ التَّذَلُّلِ لِأَنْفُسِهِمْ عِنْدَ قَصْدِهِمْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وِفَادَتِهِمْ إِلَيْهِ رَاجِينَ ثَوَابَهُ رَاهِبِينَ مِنْ عِقَابِهِ مَاضِينَ نَحْوَهُ مُقْبِلِينَ إِلَيْهِ بِالذُّلِّ وَ الِاسْتِكَانَةِ وَ الْخُضُوع» ؛ 3«همانا مردم مأمور شدهاند كه احرام ببندند، تا پيش از ورود به حرم امن الهى، خشوع پيدا كنند و به چيزى از كارهاى دنيا و زينتها و لذتهاى آن سرگرم و مشغول نباشند و در راه آن چه كه به سوى آن آمدهاند شكيبا باشند و با همۀ