131
سال، يك دور طواف انجام دهند». 1
وجه پنجم) قرآن داراى هفت بطن است. «ان للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطناً الى سبعه ابطن». زائر، با هر دورى گرد كعبه، به رمزى از رموز قرآن واقف مىشود. انسان حجگزار با هر شوطى از طواف به بطنى و تأويلى از قرآن كريم نايل مىگردد؛ لذا هفت شوط طواف مىتواند اشاره به هفت بطن قرآن باشد. 2وجه ششم) انسان داراى هفت لطيفه و مرتبه است. عارفان براى مدارج انسانى تعابيرى دارند. در رابطه با منازل، مراحل و اطوار روح آدمى بيانهاى متنوعى دارند كه در اينجا به نمونههايى از آنها اشاره مىكنيم:
«إِنَّ لِلْقُرْآنِ ظَهْراً وَ بَطْناً وَ لِبَطْنِهِ بَطْنٌ إلَى سَبْعَةَ أبطن». 3
الف) بطون سبعه
انسان به لحاظ تكثر باطنى و كينونت فرقانى، داراى هفت بطن است 4 به اين ترتيب:
بطن اول: مقام نفس اوست كه ناظر به حيات دنيا و زخارف دنىّ آن است. مقتضاى اين مقام خلود در مرتبه بهائم مىباشد. در قرآن آياتى چند ناظر به اين مقامند از جمله:
«زُيِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِينَ وَ ... ». 5
صاحب اين مقام حظّى از آخرت و نصيبى از حقيقت ندارد.
«فَمِنَ النّٰاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنٰا آتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَ مٰا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاٰقٍ ». 6
بطن دوم: مرتبه عقل است. عقل مشتاق لذت باقى و به دنبال جمع لذايذ دنيا و آخرت است. آنكه در اين رتبه است از مرتع بهائم خارج شده و در جمعيت اوليا و انبيا وارد مىگردد.
نفس در اين حالت از مشتهيات ممنوع و عقل بر او حاكم است. انسانى كه داراى معرفت كامل