119حجگزار بعد از آنكه در ميقات حضور، احرام عشق بست، نماز بندگى به جاى آورد، پاى در حريم حرم مىگذارد. حرم يعنى جايى كه هر كسى در آن در امان است. انسان، حيوان و حتى درخت و گل و علف از هرگونه تعرضى مصون هستند. همه چيز در اينجا در حفظ و امان الهى است، آنجا سرزمين امنيت، صلح و آرامش است.
داستان امنيت و آسايش حرم به روزگاران قديم باز مىگردد، آنگاه كه حجرالأسود بعد از هبوط آدم به زمين تنزل كرد و جادۀ نزول را به سوى خاكدان طبيعت پيمود، در همين مكان موجود استقرار يافت، در اين لحظه نورى از آن تا شعاع كوههاى اطرافش پراكنده شد و اين قطعه زمين را روشن نمود و اينجا رنگ آسمان به خود گرفت، محدودۀ نور محدودۀ حرم شد، همانجايى كه آدم در هبوط خويش به آنجا گريخت و در آنجا سر به آسمان بلند كرد و به استمداد از «كلمات» خدا را خواند و خدا او را پذيرفت؛ اينجا محل توبۀ آدم است، اينجا مكان نزول نور و آسمان معناست، اينجا گريزگاه آدم به سوى خداست و اينجا بخشى از بهشت عدن است.
در اين لحظه زائر وارد مسجد مىشود؛ مسجدى كه تجلىگاه حضور و شهود است و وادى نور و سرور و بهجت، در اينجا فقط بايد ايستاد و نگاه كرد، اينجا تماشاگه راز و محل اسرار الهى است، اينجا زبان سخن، سكوت است، اينجا روى نگاه به كعبه است، در اينجا عاشق معناى عظمت و بزرگى را مىفهمد، معراج آسمان را با چشم خود مىبيند. در اينجا بايد