90است زيرا دلالت بر نهايت خضوع مىكند، و تنها كسى مستحق عبادت است كه نهايت بخشش وجود بهدست او باشد». 1 طريحى نيز به همان معنى راغب توجه داشته است. 2 فيروزآبادى نيز عبادت را مطلق اطاعت دانسته است. 3 ولى زبيدى در شرح آن گويد: «اطاعت همراه با خضوع را عبادت گويند». 4ضمناً روشن است كه عبادت و اطاعت مترادف نبوده بلكه اطاعت اعم از عبادت است مثلاً هر عبد يا خادم و يا مرئوسى از رئيس خود اطاعت مىكند ولى او را عبادت ننموده است. ابوهلال عسكرى گويد: «فرق بين عبادت و اطاعت آن است كه عبادت نهايت خضوع است و كسى مستحق آن است كه نهايت نعمت بهدست او باشد». 5 بنابراين مىتوان گفت: عبادت از نظر لغت يعنى نهايت خضوع و ذلت و اطاعت در برابر كسى كه مولاى حقيقى بوده و نهايت نعمت را به انسان داده و استحقاق شكر داشته باشد. پس هرگونه اطاعتى يا خضوع در برابر ديگران، عبادت بهشمار نمىآيد.
در كتابهاى فرهنگ فارسى معمولاً كلمه «عبادت» را به معنى «پرستش» گرفتهاند. 6ولى در معنى «عبادت» از نظر كتب عربى خضوع و فروتنى وجود دارد، به