89
ج: آيةاللّٰه سبحانى فرموده است: «وهابيان الوهيت را از اله به معنى معبود گرفتهاند، و اين خطا است، زيرا اللّٰه و إله به يك معنى بوده با اين تفاوت كه إله كلى است. واللّٰه يك مصداق آن است». 1با توجه به معناى لغوى كه قبلاً ذكر شد معلوم گرديد كه از نظر لغت اله به معنى معبود صحيح است و اشكال آيةاللّٰه سبحانى وارد نيست. بله اين صحيح است كه گفته شود اللّٰه مصداق و جزئى بوده و اله كلى است بنابراين بايد گفته شود «توحيد اللّٰه تعالى بالالوهية» زيرا توحيد الالوهية شامل كسى كه بتپرست است و تنها يك بت را مىپرستد و عبادت را اختصاص به او مىدهد نيز مىشود.
د: با توجه به آنكه إله به معنى معبود است اعم از آنكه به حق يا ناحق باشد پس معلوم است كه هرگز دين توحيد الوهيت را نمىگويد، مگر آنكه مراد معبود به حق باشد و در اين صورت بايد گفت: توحيد عبادى اختصاص دادن اللّٰه تبارك و تعالى به عبادت، يعنى «إِيّٰاكَ نَعْبُدُ» 2 كه به معنى نخصّك بالعبادة 3 \عبادت را به تو اختصاص مىدهيم، است.
عبادت از نظر لغت و اصطلاح
پس از آنكه معلوم شد مقصود از توحيد الوهية، توحيد در عبادت است لازم است واژه عبادت را از نظر لغت و اصطلاح بيان كنيم و اين بحث براى مباحث و مسائل آينده مفيد بوده و روشن مىكند كه چه چيزى مصداق عبادت است.
رازى گويد: «اصل عبوديت به معنى خضوع و ذلّت است». 4 و راغب همين معنا را با اندكى اصلاح پذيرفته و مىگويد: «عبوديت يعنى اظهار ذلت، و عبادت رساتر از آن