60شرع بر عقل، ب: كنارگذاردن تأويلات كلامى، ج: استدلال به آيات شريفه قرآن. 1 و علت آنكه روش صحابه و تابعين حجت است آنكه اولاً آنان اختلاط با عجم نداشته و زبان آنان سالم بوده است. ثانياً داراى فطرت پاك اسلامى بودهاند. 2در اينجا چند نكته بايد مورد توجه قرار گيرد:
اولاً تمسك به كتاب و سنت و اجماع مسلمين از مسلمات و ضروريات مذهب شيعه است، و ساير فرق مسلمين نيز همين عقيده را دارند، و اين چيزى نيست كه به سلفىها اختصاص داشته باشد. زيرا حديث ثقلين كه متواتر بين مسلمين است طبق برخى از روايتها «كتاب اللّٰه و سنتى» 3 دارد، گرچه بهنظر مىرسد كه نقل صحيح «كتاباللّٰه و عترتى» 4 باشد و وقتى تمسك به عترت لازم باشد تمسك به كلام و حديث آنان نيز ثابت مىشود. ولى به هرحال ضرورت تمسك به كتاب و سنت چيزى است كه از خود قرآن كريم استفاده مىشود 5 علاوه بر آنكه از بديهيات عقلى نيز مىباشد.
ثانياً اجماع مسلمانان فى نفسه حجت نيست بلكه تنها راهى است براى بهدست آوردن سنت، و ارزش آن تنها از اين جهت است.
ثالثاً مقدم بودن عقل بر شرع بهصورت مطلق و كلى نيست بلكه عقل حجت باطنى خداوند است آنچنانكه انبياء عليهم السلام حجت ظاهرى هستند. 6 ولذا در كليات اصول دين مثل توحيد و نبوت بايد از عقل استفاده نمود ولى در جزئيات اعتقادات مثل تعداد اسماء و صفات الهى، عرش و لوح و قلم، عدد انبياء عليهم السلام رجعت و ... از شرع بايد استفاده نمود. 7 و