59اعتقادى. فهم دقّى عرف - نه مسامحى عرف و نه نظر دقّى عقلى - در خطابات مربوط به احكام حجت است ولى در مباحث اعتقادى چون علم و يقين لازم است و فهم عرفى تنها مىتواند اثبات ظهور نمايد و ظهور نيز دلالتى ظنّى است نه قطعى، پس فهم عرفى نمىتواند در مباحث اعتقادى ملاك و ميزان باشد، امّا تعمّق در اعتقادات پسنديده است و در روايتى نيز مورد اشاره قرار گرفته است. 1 وجه حجيت عقل و ميزان ارزش آن در اعتقادات در فصلهاى آينده بيان خواهد شد.
دكتر بوطى كه خود از مدافعان وهابيان است مىگويد: «اجتهادات سلف فى حدّ ذاته حجت نيست و حتى روش آنان نيز چيزى نيست كه بر همۀ مردم پيروى آن لازم باشد، بهطورى كه حتى بر مجتهدين ديگر نيز لازم باشد خود را مقيّد به اجتهاد سلف بدانند به اين استدلال كه آنان نيز به عصر رسالت بودهاند»، 2 و اين سخن صحيح و قابل پذيرفتن است.
به هرحال روش سلفىگرى عبارت است از «التزام به كتاب و سنت و فهم صحابه و اعتقاد استعانت به روش ابنتيميه و ابنقيم و محمد بن عبدالوهاب»، 3 گرچه اين عبارت به معنى دقيق كلمه روش را بيان نكرده است امّا آنان اين را روش مىدانند. ضمناً آنان هميشه استعانت به غير خدا را كفر و شرك مىدانند، حتى استعانت به رسول خدا را. ولى استعانت به ابنتيميه و روش او و محمد بن عبدالوهاب را نه تنها شرك نمىدانند بلكه عين دين مىدانند.
بهتر است گفته شود اصول سلفىگرى عبارت است از: الف: كتاب، ب: سنت، ج:
اجماع مسلمين. 4 و روش رسيدن و بهرهگيرى از اين اصول عبارت است از: الف: تقديم