56با آنكه برخى از صحابه پس از وفات پيامبر مىگفتند چيزى از آنچه در عهد پيامبر بود اكنون ديگر وجود ندارد و همۀ آداب و سنن تغيير كرده است. 1 وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله وفات يافت مسلمانان دو فرقه شدند برخى بحث كردن درباره اسماء و صفات الهى و قضا و قدر را بدعت مىدانستند مثل عمر بن خطاب و عبداللّٰه عمر و زيد بن ثابت و جمع زياد ديگرى از صحابه و تابعين مثل سفيان ثورى و اوزاعى و مالك بن انس و احمد بن حنبل، و فرقه ديگرى به شدت طرفدار بحث و مناظره بودند مثل على بن ابيطالب عليه السلام و عبداللّٰه بن عباس و عبداللّٰه بن مسعود و از تابعين و تابعين تابعين مثل حسن بصرى و ابوحنيفه و حارث محاسبى و ابوالثور و .... 2 آيا باز مىتوان سلفى بود و مناظره كردن را هم بدعت دانست و حرام و هم جايز بلكه لازم بهشمار آورد؟!
از آنچه گذشت تعريفهاى ذيل براى معناى «سلفى» بهدست آمد:
الف: روش صحابه.
ب: روش تابعين.
ج: روش رسول خدا صلى الله عليه و آله و صحابه و تابعين به احسان.
د: سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله و خلفاى راشدين.
ه : روش صحابه و تابعين و تابعين تابعين تا پايان قرن سوم.
نام برخى از كسانى كه در كتابهاى وهابيان به عنوان سلف صالح آمده و خود را پيرو آنان مىدانند عبارت است از: ابنعمر، عبادة بن الصامت، ابّى بن كعب، عبداللّٰه بن مسعود، حذيفه بن يمان، زيد بن ثابت، ابوحنيفه، مالك، شافعى، احمد بن حنبل، ابويوسف، محمد بن حسن شيبانى. 3 برخى از نويسندگان كه اكنون در جهان اسلام به