53
فصل پنجم: سلفىگرى
پيروان محمد بن عبدالوهاب نزد مخالفان آنان به اسم «وهابيان» شناخته مىشوند، اما آنان لفظ «سلفى» و «اتباع شيخ» را بر خود نهاده و مخالفان خود را «خلفى» مىگويند، و معمولاً كتابهايى كه در عربستان در آن براى دفاع از آيين وهابيت چاپ مىشود به اسم «دفاع عن السلفيه» مىباشد. و دكتر قفارى نيز در سرتاسر كتاب «اصول مذهب الشيعه» با لفظ «سلفى» از مرام خود ياد مىكند. اينان در اين نامگذارى از ابنتيميه پيروى مىكند كه او روش خود را سلفىگرى نام نهاد و ادعا كرد مسلمانان از سيره سلف صالح خارج شده و داخل شرك گرديدهاند. 1 در اينجا توضيح كوتاهى پيرامون اين لفظ ذكر مىكنيم:
سلف در لغت به معناى گذشته، قبل، پيشينه آمده است. 2 و ابناثير گويد: «صدر اول از تابعين را سلف صالح گويند زيرا آنان پيش از ما زيسته و اكنون مردهاند»، 3 زبيدى نيز گويد: «پدران و خويشان شما كه قبل از شما بودهاند «سلف» ناميده مىشوند بنابراين ما سلف براى آيندگان هستيم و گذشتگان سلف ما هستند». 4 و در اصطلاح وهابيان «سلفى» به معنى صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده و «فهم سلفى» يعنى تصوراتى كه در ذهن آنان از