42مىزنند، و چون معاويه حضرت على عليه السلام را سب مىنمود و دشمنى خود را با آن حضرت پنهان ننموده بلكه اعلام مىنمود به همين جهت عدهاى از مردم شام نيز به سب آن حضرت اقدام نمودند. 1ثانياً آنكه مرحوم فاضل مقداد فرمود: «هركس معتقد به فضيلت غير حضرت على عليه السلام بر آن حضرت باشد ناصبى است» 2 قابل پذيرفتن نيست و دليلى بر آن اقامه ننموده است، بنابراين غالب اهلسنت كه اكنون خلفا را بر حضرت على عليه السلام ترجيح مىدهند ناصبى نيستند، مخصوصاً اگر گفته شود كه آنان بر اثر شبهه - و نه به جهت كينه و عناد يا حسادت - خلفا را ترجيح دادهاند.
ثالثاً گرچه برخى از فقهاء اين احتمال را دادهاند كه هركس معتقد به خلافت بر غير حضرت على عليه السلام باشد ناصبى بشمار مىرود ولى اين سخن نيز وجهى نداشته و دليلى نمىتوان بر آن اقامه نمود. 3رابعاً مقصود آنان كه مىگويند ترجيح غير حضرت على عليه السلام بر آن حضرت موجب ناصبى بودن مىگردد مطلق غير حضرت على عليه السلام نيست زيرا بدون هيچ ترديدى رسول خدا صلى الله عليه و آله بر حضرت على ترجيح دارد و مقدم است و اين اعتقاد صحيح است.
از آنچه گذشت بهدست آمد كه ناصبى كسى است كه قدح در يكى از ائمه اطهار عليهم السلام نمايد و يا با آنان جنگ كند و يا فضائل آنان كه براى او ثابت شده است را انكار كند.
اكنون با اين ديدگاه به برخى از آثار ابنتيميه توجه مىكنيم تا معلوم شود كه او ناصبى بوده است يا خير.
سخنان ابنتيميه در اين موضوع را در چهار محور كلى مىتوان خلاصه نمود:
الف: انكار فضائل حضرت على عليه السلام و بلكه قدح در آن حضرت و جعلى دانستن حتى رواياتى كه متواتر لفظى هستند و اثبات فضيلتى بر امام عليه السلام نمودهاند بهطورى كه