356كه دلالت مىكنند تمام ماسوى اللّٰه حادث هستند، 1 بنابراين ديگر وجهى بر اين ادعاى آقاى قفارى وجود ندارد كه مىگويد قدماى شيعه قائل به قدم قرآن بودهاند.
تكلم خداوند با حضرت موسى عليه السلام
آقاى قفارى مىگويد: ايجاد صدا در درخت خلاف صريح قرآن است زيرا قرآن فرموده: وَ كَلَّمَ اللّٰهُ مُوسىٰ تَكْلِيماً. 2
اولاً معلوم نيست كجاى آيه صريح است در اينكه خداوند صدا را در درخت ايجاد نكرده است؟! و مگر كرد نه خداوند؟! به هرحال متكلم خداوند بوده است گرچه آلت آن درخت بوده است.
ثانياً اين آيه دلالت دارد بر فضيلت و مزيتى بر وحى بر حضرت موسى عليه السلام يعنى بالاترين مرتبه وحى به او شده است. 3 پس تأكيد دلالت بر شرافت مرتبه وحى دارد.
ثالثاً احتمال دارد تأكيد در اين آيه شريفه به معنى بدون واسطه بودن باشد زيرا وحى بر حضرت موسى بدون واسطه شدن فرشته بود 4 ولى اين تأكيد براى آن نيست كه بگوييم حضرت موسى عليه السلام مستقيماً با خدا صحبت كرد بهطورى كه اصوات و حروف از دهان خداوند باشد نعوذ باللّٰه. و تفضيل حضرت موسى عليه السلام به بدون واسطه بودن وحى اوست.
رابعاً اينكه آقاى قفارى ادعا كرده است تأكيد دليل بر اين است كه هيچ مجازى نيست زيرا مجاز را نمىتوان تأكيد كرد احتمالاً آقاى قفارى اين مطلب را از قرطبى گرفته است گرچه هيچ اشارهاى نكرده است. قرطبى مىگويد: «تأكيد دلالت دارد بر بطلان سخن كسى كه مىگويد: خداوند سخن را در درخت ايجاد نمود و موسى عليه السلام آن را شنيد، بلكه آيه دلالت دارد كه متكلم حقيقى خداوند است و نحاس نيز گفته است نحويين